سانسور می شویم ، مرتضی اسماعیل پور

گاهی خودمان بلای جان خودمان می شویم. نوشتن را بیش از ده سالی است که به صورت یادداشت نویسی و گاهی به صورت گزارش برای بعضی رسانه ها شروع کرده ام. از همان اول راه، هزار مبادا و اگر را تکرار میکردیم، یعنی کاری کردند که تکرار کنیم. خط قرمزها رعایت شود، مبادا شخص اول، شخص دوم ،هزار شخص دیگر زیر نوشتار نقد وارد شوند! اینها حرفهای یک نفر نه! بلکه ده ها مدیر و سردبیر مربوطه بود.


امروز گزارش درخصوص سانسور هم اگر در ایران قرار باشد منتشر شود، بدون سانسور مطلبی بیرون نخواهد آمد. آزادی نوشتار ، آزادی بیان ، حتی آزادی یواشکی های فکری؛ همه و همه زیر ساطور سانسور قطع عضو می شوند. انگار در این بحران سانسورگرایی داخل کشور ، ما بی تاثیر نبودیم، البته شاید ترس از هزار اما و اگر ما را وا می داشت؛ اینجای کار همیشه هم میگفتیم بگذریم، سانسور است و قانون ….البته در این بین و لابه لایی تمام حرفها، خطی بدون اددیت و سانسور روی گیشه دکه ها میرفت و بگذریم از اینکه اگر بوی می بردند و یا خبری به آقای بیداد دادستان میرسید توقیف مزد همان خط بی سانسور میشد . با این حال خیلی ها و گاهی ما مینوشیتم. از اینکه چقدر سانسور ما را ول نمی کند ، می نوشتیم. یکبار نوشتم حاکم شهر بچه محل خدا و همان شد بلای جان بازجویی های من. از طرفی نمیخواستم حکم توهین که یکسال داشت را به جان بخرم و از طرفی معلوم بود، بدون سانسور حاکمان دینی را زیر سوال می بردم. این بار بدون سانسور هم بازجویی میشدم همانطور که بدون سانسور نوشته بودم،اینها اول دم از همراهی خدا و پیامبرش می زنند و بعد ادعای خدایی می کنند.


سانسور برای ما همیشه بود اما سانسوری برای آنها وجود نداشت. همیشه از خودی و ناخودی کردن ها گلایه می کردم اما این بار باید گفت ما ناخودی بودیم و آنها خودی، که هر چه می خواستند، می نوشتند. مثلا می نوشتند ما مزدور هستیم، اما مگر میتوانستیم ما( ناخودی ها) بنویسم که آنها ( خودی هایشان) مزدور هستند، مگر می شد بنویسم آنها ساندیس خوردنشان عالی است ! چنان سانسور می شدیم که دیگر زیر ممیزی هم اجازه نشرمان نمی دادند.


البته باز می گویم گفتیم! کم گفتیم ، از خود سانسور کم نوشتیم. از اینکه سانسور دلیل زندانی شدن دوستانمان شده است ، ننوشتیم، تنها گفتیم با مخالفان دیکتاتوری برخورد می کنند. باید می نوشتیم که آنها با سانسور کردن ما خواهان سانسور شدن اشتباهات خودشان هستند و حال که از خط سانسور گذشته ایم ما را سانسور می کنند.


اینها حرفهای یک سانسور شده است، حرفهای کسی که می توانست نوشته های دیگری داشته باشد ، اما امروز به این فکر می کند که همکاران و دوستان نویسنده اش هر روز یک صفحه نوشته را ده ها بار پاک می کنند که مبادا بوی زندان از آن خارج شود. البته باز می گویم خیلی می نویسند اما با سانسور اما با کنایه ، اما با حرفهای دوپهلو ، زیرا حرفهای بدون سانسور تن حکومتی را می لرزاند که تمام قد در مقابل سانسور ایستادگی می کند. میدانم روزی بدون سانسور در ایران خواهیم نوشت، خواهیم گفت که “سانسورمان کرده بودند”، حرفی که بالاخره روزی تیتراول روزنامه ایران خواهد شد.


مرتضی اسماعیل پور
مرتضی اسماعیل پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و به خصوص حقوق اقلیت های مذهبی در ایران است.
.

زبان

  • English
  • Farsi
  • ما را دنبال کنید

  • Facebook
  • YouTube
  • SoundCloud
  • در تماس باشید

    info[at]pourzandfoundation.org

    © Siamak Pourzand Foundation, 2014