داستان اجرای یک تئاتر بی کلام , مانا مدرس

وقتی اسم تئاتر به میان می آید،معمولا ذهن آدم ها به طرف نمایشنامه ای می رود که با گفتگو و سایر عناصر تئاتری جلو می رود. شاید درنگاه اول سد سانسور دربرابر این گونه نمایش محکم تر جلوه کند ولی واقعیت این است که تعدیل گفتگو و اصلاح آن به مراتب ساده تر از تئاتر حرکت است چون حداقل در اصل موضوع مخالفتی وجود ندارد ولی تئاتر حرکت همیشه در معرض اتهام “رقص” بودن است و “رقص” پیش تر از ریشه منتفی است و این بدین معنی است که اصلا نه بهش فکر کن و نه دنبالش باش.


نازنیین استادی به من گفت: آزادی وجود داره ولی باید دنباش بگردی و پیداش کنی. کار من یک رقص مدرن بر اساس پرومتئوس در بند اثر ایسخلوس نمایشنامه نویس یونان باستان بود. این چیزی بود که من می دانستم و چیزی که نباید می گفتم اینکه میخواهم به شیوه رقص مدرن کار کنم. چیزی که باید می گفتم این بود “این یک تئاتر بی کلام” است. گفتگو هارا حذف کردم و بازیگران با حرکت، تقابل انسان با مدرنیته را به نمایش می کشند. پرومته در بند را انتخاب کردم تا بگویم انسانهایی که با عشق به انسانی دیگر به هر شکلی که مطابق با خواست قدرت-حکومت نیست محکوم به زندانی شدن و مرگ میشود. ولی عبارت مقابله با مدرنیته و غرب عبارت های کلیدی هستند که باعث می شوند متن شما اجازه بگیرد! و اجازه هم گرفت.


رقص مدرن خوشبختانه شش و هشت نیست! آقایان حراست در سرکشی های روزانه شان به بهانه های مختلف و سر تمرینات ما می دانستند که یک جای کار ایراد دارد ولی نمی دانستند کجای آن. انسانهایی که در سکوت و حرکت رنجی را به تماشاگر انتقال میدادند فرای درک و فهم آقایان حراست بود. دو شخصیت مرد و یک زن در این کار بازی داشتند.من شخصیت زن را کاملا در متن و تمرین ها حذف کرده بودم و با او جداگانه در سالن کوچکی که زیرزمین منزل یکی از دوستان بود تمرین می کردم.صبر کردم تا بروشورها و پوستر ها منتشر شود و برنامۀ جشنواره را اعلام کنند. بعد اعلام کردم که در “تقابل انسان با مدرنیته “نمی شود نصف جمعیت زن را نادیده گرفت و من ناچار شده ام این شخصیت را اضافه کنم و بدون او اجرا نمی کنم .حاشیه درست کردن در جشنواره ها مطابق میل مسئولان نیست. با دلخوری پذیرفتند و ما چند جلسۀ آخر با بازیگر زن در محل آنها تمرین کردیم.در تئاتر حرکت وقتی بدن بازیگر قرار است شعر بسراید کارگردان و مخاطب می خواهند خطوط فرم ها رو ببینند.


ما در مورد دو بازیگر مرد هم گرفتاری داشتیم .آنها با شلوارهای تنگ و عرقگیرهای مشکی رکابی ما گرفتاری داشتند. لباسها رو جوری طراحی کردیم که ذهن آنهارو از محتوا به لایه های روتری منحرف کنیم، ایراد محتوایی یعنی حذف تفکر کارگردان. گفتیم که مگر تلویزیون مسابقات کشتی را پخش نمی کند؟ و خانواده ها و بچه ها تماشا نمی کنند.لباس ما که هم پوشیده تر است و هم مخاطبش خاص و بزرگسال است.راهی است که معمولا جواب می دهد .اگر مورد مشابهی در تلویزیون باشد که بنا به هردلیلی از فیلتر رد شده بود، می شود از آن برای رد کردن کار از فیلتر استفاده کرد. زهرشان را دراین حد ریختند که گفتند یکی از بازیگرها که ریش داشت باید ریشش را بزند. دیگر آدم ریش دار به هیچ وجه با این لباس پذیرفتنی نبود.یک ساعت مانده به اجرا آمدند و گفتند بازیگر زن باید کفش بپوشد. گفتیم سر می خورد و خطرناک است. گفتند اشکال شرعی دارد. گفتیم فقهیش مگر این نیست که از مچ پا به پایین اگر برهنه باشد اشکالی ندارد؟ گفتند اجماع بر این نیست. یا کفش بپوشد یا نمی گذاریم اجرا کنید.گفتم اجرا نمی کنم.


ما را تنها گذاشتند .می دانستند بعد از ماه ها تمرین به خاطر بازیگرانم هم که شده اجرا می کنم. دستیارم یک ساعت مانده به اجرا دوید و یک قوطی رنگ مشکی خرید و پای بازیگر زن را رنگ کردیم.آنها هم یک درجه تخفیف دادند و ایرادی نگرفتند.بعد تر در اختتامیه هیات داوران جایزۀ اول را اعلام نکردند.شنیدیم که داوران می خواستند جایزه را به کار ما بدهند که حراست به دلیل مشکلات عدیده کار که عرض کردم اجازه نداده اند و آنها هم به هیچ کاری جایزۀ اول ندادند! ولی در نهایت من آزادی خودم رو پیدا کرده بودم و یاد دیالوگ پایانی فیلم “پاپیون” افتادم.



مانا مدرس
مانا مدرس دانش آموختۀ رشتۀ تئاتر از دانشگاه هنر تهران است.او در زمینۀ بازیگری فیلم و تئاترو کارگردانی تئاتر حرکت فعالیت داشته است .رویکرد او به تئاتر در دهه هشتاد خورشیدی به سمت تئاتر به مثابه درمان تغییر کرد وچندین ورکشاپ در این زمینه شرکت و برگذار کرده است. وی همچنین در ورکشاپ استعداد های برتر در جشنواره برلین وهفته تئاتر ایران و فرانسه شرکت کرده است.
.

زبان

  • English
  • Farsi
  • ما را دنبال کنید

  • Facebook
  • YouTube
  • SoundCloud
  • در تماس باشید

    info[at]pourzandfoundation.org

    © Siamak Pourzand Foundation, 2014