سانسور در سینما , رادین صالحی

سینما دارای دو ویژگی مهم است : یک ـ برای نمایش و کسب درآمد نیازمند تجمع است .تجمع مردم در تالاری که پروژکتور در آن نقش قصه گو را دارد. دو ـ سینما روایتگر است و باور پذیر. داستانهایی از گذشته های دور تا امروز و مکانهایی غیر قابل دسترس تا نزدیکترین جایی که هستیم را می تواند روایت کند. قادر است خلوت را در عمومی ترین و باورپذیرترین شکل ممکن نمایش دهد.در یک کلام سینما مرزبین رویا و واقعیت را می شکند و مردم را در تجربه ای واحد شریک می کند.


ورودش به ایران با دربار که مظهر قدرت و سلطه بود پیوند خورده است . سینما برای تغییر ذائقه مظفرالدین شاه وارد ایران و بعد از اینکه مدتی اسباب بازی ملوکانه بود، بالاخره وارد عرصه عمومی شد.


این عرصه عمومی(هنوز هم) شامل یک اندرونی و یک بیرونی است. اندورنی مکانی است که زندگی مخفی زنانه در آن جریان دارد.منطقه ایست ممنوعه جز برای محارم که طبعا این فضا از امکان حضور بر پرده سینما حذف می شود. می ماند زنانی که پا از حریم خود بیرون گذاشته اند و جامعه برایشان حرمتی قایل نیست. بی حرمتی اولین امکان حضور انان بر پرده های سینما است.


ویژگی های سینما در بیرونی هم مشکل دیگریست. زمانی که مشروطه خواهان در جامعه سلطنتی ایران برای محدود کردن سلطه فعال شده اند، سینما که بازگشت سرمایه یکی از ویژگی ها ، و گردهم آیی و تفکر جمعی ویژگی دیگر آن محسوب می شود، تبدیل به ابزاری قوی در دست موافقان و مخالفان مشروطه می گردد. سینما هنری است کاملا وابسته به صنعت که دریک کشور غیرصنعتی وارد شده و طبعا از همان بدو ورودش مانند جامه ایست که به تن صاحبش لق می زند. حال جامعه باید این جامه را به تن خود اندازه کند. هنرمندان و اندیشمندان با شناخت و فراگیری در پی حل این مشکل برمی آیند و حکومت با محدود و سانسور کردن می خواهد آن را با جامعه منطبق کند.


کم کم آیین نامه ها و وزارتخانه ها برای تحدید هنرمندان، سر برآوردند و این شرایط تا به امروز باقیست. به عنوان نمونه ازیکی از تجربه های شخصی خودم در یک فیلم کوتاه و دانشجویی مثالی می آورم . یک فیلم انتزاعی و جسورانه که از حق زن بر بدن و تخیلش می گفت.


اولین مشکل به نوعی همان نمایش اندرونی بود. تصور کنید در اتاق خوابی بعد از یک رابطه جنسی مرد در تخت خوابیده و زن با حجاب کامل اسلامی نشسته و به او نگاه می کند. این تصویر سینمای حکومتی است ولی کیست که نداند چنین صحنه ای با واقعیت زندگی در تضاد کامل است به ویژه که موضوع فیلم هم حق زن بر بدن و تخیلش باشد . شانس من به عنوان تدوین گر این بود که فیلم بدون دیالوگ و در پیوند نماها طراحی شده بود. مشکل ترین بخش که باعث طولانی شدن زمان کار شد محدودیتمان در انتخاب و برداشت نماها بود. در حین کار در باره نکات خوب فیلم حرف می زدیم و نقطه نظراتمان را برای قوت بخشیدن فیلم به بحث می گذاشتیم باید به نقطه ای مشترک می رسیدیم و از خود سانسوری هم اجتناب می کردیم . نتیجه کنار گذاشتن نماهای محجبه زن بود که در آن شرایط عادی نبودند.


چند نمای بسته از چشمان، لبی که لبخند میزند، دستی که با سیگار به سمت سر متمایل است بدون آن که سردر کادر قرار گرفته باشد در نماها موجود بود که آنرا با تک نمایی از پسر که با بالاتنه لخت به پشت خوابیده بود پیوند زدیم وبه شکلی پازلگونه فضای مورد قبولی راترسیم کردیم.


بخش اول فیلم که در دنیای واقع می گذشت سیاه و سفید بود . سپس با چند تصویر کوتاه شوکه شدن زن را از بارداری ناخواسته نشان داده و وارد بخش دوم یعنی کابوس زن می شویم. برای تاثیر گذاری بیشتر تصمیم گرفتیم دنیای ذهنی زن را که از مردانی است در حال دریدن و خوردن غذا، رنگی استفاده کنیم و در نهایت سقط جنین اتفاق می افتد.


برای تدوین این فیلم سه دقیقه ای حدود سه هفته زمان صرف کردیم و فیلم را با ۶۴ نما ( یا کات ) به پایان رساندیم. اگر سانسوری نبود حتما فیلم به شکل دیگری ساخته میشد . بعد از آن فیلم برای صدا گذاری رفت . صدا گذاری فیلم حرفه ای و رضایت بخش بود اما یک روز کامل تا نیمه شب کارمان به تعویض صداها گذشت.


مشکلمان تحلیل مردانه صدا گذار بود که تعریفی مدرن از اندرونی و بیرونی در ذهن داشت مفهومی که به دوران بعد کشف حجاب و فیلمفارسی برمی گشت و به فیلم تحمیل می شد و کاملا با مفهوم مورد نظر کارگردان در تضاد بود . یک شبانه روز بحث کردیم تا صداگذار متوجه شود بین انتخاب کردن در تنهایی برای یک زن و قربانی بودن او تفاوت از زمین تا آسمان است . شاید تنها وجه مشترک بین حس تنهایی و قربانی بودن ، این باشد که هردو در دسته بندی حسهای ناخوشایند برای یک انسان قرار میگیرند. با تمام این اوصاف فیلم با صرف انرژی ای بیشتر از آنچه که یک فیلم سه دقیقه ای دانشجویی می طلبد، بسته شد. و این تنها مشتی است نمونه خروار!


رادین صالحی
رادین صالحی دوره دو ساله کلاس های آموزش فیلمسازی زیر نظر داریوش آشوری را گذرانده است. او همچنین دوره های هنری دیگری نظیر چهره پردازی در تالار محراب، دوره تدوین در باغ فردوس، عکاسی سیاه و سفید در جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، دوره مهارت عکاسی و کلاس نرم افزار تدوین را در کالج جورج براون گذرانده است. او در فیلم های بسیاری نظیر کشتی یونانی (ناصر تقوایی) و زندگی( اصغر هاشمی) دستیار تدوین گر بوده و چند فیلم کوتاه و دانشجویی را نیز تدوین کرده است. او در حال حاضر مدیر اسپلندید شاتز استودیو در شهر تورنتو است.
.

زبان

  • English
  • Farsi
  • ما را دنبال کنید

  • Facebook
  • YouTube
  • SoundCloud
  • در تماس باشید

    info[at]pourzandfoundation.org

    © Siamak Pourzand Foundation, 2014